خرید بک لینک
رستاخیز آسمانِ پلوتو .. در حریم خورشید ...زرد و صورتی درهمبا ارغوانیقلبهای تنها .. "پرنده های قفسی"مآه گردیده هم اکنون بَر من ...بامدادِ سه شنبه! از تو ...خوش یُمنیِ اقبال از من ...طعمِ طنّازیِ طعنه .. کاری!

برچسب: نویسنده: کسری صفری تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:52

من اگه رئیس جمهور بودم به محض تشخیص اولین عامل کرونائی وضعیت کشور رو "حکومت بهداشتی" اعلام می کردم. و تا 2 الی 3 ماه وضعیت کشور بدینسان:1- هر گونه خروج از خانه عواقب حکومتی و اطلاعاتی و خیانتی دارد.

برچسب: نویسنده: کسری صفری تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:52

شور شد راز گل رز!عکسی از دامنه ی احساست...سست و مسحور و کمی رنجیده ...ز هیولای بزرگی "نامیده" !محتسب "خواب" ولی "شهر" بیدار ..."اینهمه" هیچ ز عمری انگار ...تو فقط ساقی "عشق" باش و خلاصنقشه ی گل بِک

برچسب: نویسنده: کسری صفری تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:52

جنگ خب من فکر می کنم"مدیریت" لازمه ی "تکامل" است ...و ارزش "عمر" از "پول" بیشتر است ! یعنی : "بجای کارگری کردن بگذار کسی کار کند که نمیتواند کارآفرینی کند" و تو .. "کارآفرین" باش و بگذار "کارگر" به پول ا

برچسب: نویسنده: کسری صفری تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:52

محتوای قابی از شعرِ جنون ستاره از تو .. مآه از من ...دیشب از من "درد" جاری بود"تو نبودی" ، جای "عشق" خالی بودمحتوای قابی از شعرِ جنونمات و مبهوت و گواه از "من" بود"بوسه باران" بودنم را گفته اماین هوس، نه! پُر "ثواب" با تَن ب

برچسب: نویسنده: کسری صفری تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:52

جور دیگر باید زیست رز های قضا رفته ...بارانی و خیس حتی ...منتظر اند ... پ ن : به تو که میرسم ... واژه هایم چون سربازان نازی خط می شوند تا ... سآن .. ببیند ...پ ن : چقدر از عمر مانده ؟پ ن : این قدر که از عمر رفته

برچسب: نویسنده: کسری صفری تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:52

حساب حساب می شویم یک روز"که از برای چه آمده بودیم ؟ آیا ؟برای فرار از کرونا؟برای داشتن خانه های بسیار ؟برای بهترین ماشین ها ؟برای "مالکانه ترین" احساس ها ؟برای حل معادلات یک عمر مجهولی ؟برای هر صبح را تا

برچسب: نویسنده: کسری صفری تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:52

بدون قفس آری"بی قفس"منِ قبل از تو "را اینبار دریاب"خوب! حتی خوبتر از خوب در داده ام آواز ... "ای مآه" ...مدارا کن ..." که خود را با تو بشناسم " ... "منِ گــُم را تو پیدا کن" ...عاقوش بُگشا ...بآد دِه "خاص ت

برچسب: نویسنده: کسری صفری تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:52

من

آنجا بود

و "آقا" یار می گرفت ...

دلم غوغا بود که من !؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ هم آیا ...

و بیدار شدم ...

صدای "الله اکبر ... "

برچسب: نویسنده: کسری صفری تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:52

آره خب "عصیان"یکطرف پیش قاضیِ زمینی همیشه "حق داره" ...و "قاضی" به قول "امیر (ع)" فقط یه "نادانه" بین دو "دانا" ..و مساله ی من و تو ...نگاه ابزاری یا نگاه حلّالی به یک "انسانه" ....و فعل "قضاوت" فقط د

برچسب: نویسنده: کسری صفری تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:52

صفحه بندی