آسمانِ پلوتو .. در حریم خورشید ...زرد و صورتی درهمبا ارغوانیقلبهای تنها .. "پرنده های قفسی"مآه گردیده هم اکنون بَر من ...بامدادِ سه شنبه! از تو ...خوش یُمنیِ اقبال از من ...طعمِ طنّازیِ طعنه .. کاری!
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
خب من فکر می کنم"مدیریت" لازمه ی "تکامل" است ...و ارزش "عمر" از "پول" بیشتر است ! یعنی : "بجای کارگری کردن بگذار کسی کار کند که نمیتواند کارآفرینی کند" و تو .. "کارآفرین" باش و بگذار "کارگر" به پول ا
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
ستاره از تو .. مآه از من ...دیشب از من "درد" جاری بود"تو نبودی" ، جای "عشق" خالی بودمحتوای قابی از شعرِ جنونمات و مبهوت و گواه از "من" بود"بوسه باران" بودنم را گفته اماین هوس، نه! پُر "ثواب" با تَن ب
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
رز های قضا رفته ...بارانی و خیس حتی ...منتظر اند ... پ ن : به تو که میرسم ... واژه هایم چون سربازان نازی خط می شوند تا ... سآن .. ببیند ...پ ن : چقدر از عمر مانده ؟پ ن : این قدر که از عمر رفته
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
حساب می شویم یک روز"که از برای چه آمده بودیم ؟ آیا ؟برای فرار از کرونا؟برای داشتن خانه های بسیار ؟برای بهترین ماشین ها ؟برای "مالکانه ترین" احساس ها ؟برای حل معادلات یک عمر مجهولی ؟برای هر صبح را تا
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
آری"بی قفس"منِ قبل از تو "را اینبار دریاب"خوب! حتی خوبتر از خوب در داده ام آواز ... "ای مآه" ...مدارا کن ..." که خود را با تو بشناسم " ... "منِ گــُم را تو پیدا کن" ...عاقوش بُگشا ...بآد دِه "خاص ت
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
من
آنجا بود
و "آقا" یار می گرفت ...
دلم غوغا بود که من !؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ هم آیا ...
و بیدار شدم ...
صدای "الله اکبر ... "
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
برچسب:
نویسنده: کسری صفری